نام: | |
ايميل: | |

سلام.
5 - 6 روزي مي شه که رفتم پايداري. البته هنوز حکمم نيومده ولي يک معارفه برام گذاشتند. فکر ميکنم اينجا براي کار جاي خوبي باشه.... اگه عمري باشه و توفيقي.....
به قول يک بزرگتري : (به شرط حيات و حضور)....
اين تاخير چند روزه هم در مطلب نوشتن به همين دليل بود و البته به علت کسرت مستقبلين مطلب گذشته 
اما امروز يک مطلب دلخراش از فرهنگ دارم که براتون ميگذارم. داستان يک کتاب ديگه با مجوز وزارت فرهنگ در دولتي که ازش دفاع مي کنم و دوستش دارم.....
اين بار در حوزه دفاع مقدس : ........ مطلب رو روي توي وب گردي هام پيدا کردم . خيلي سوختم .........
مطلع شدم کتابي در زمينه دفاع مقدس در دست چاپ مجدد است با عنوان : " عقرب روي پلههاي راه آهن انديمشک يا از اين قطار خون ميچکد قربان! " که اين کتاب نه تنها هيچ گونه سنخيتي با فرهنگ دفاع مقدس ندارد بلکه بيشتر به کتاب هاي مستهجن و غير اخلاقي شبيه است و در بعضي قسمت ها به طرز بي شرمانه اي به موضوعاتي اشاره کرده است که منافي عفت است .ادامه مطلب...
مثل اين که اولين بارش بود پا به منطقه عملياتي مي گذاشت. از آن آدم هايي بود که فکر مي کرد مأمور شده است که انسانهاي گناهکار، به خصوص عراقي هاي فريب خورده را به راه راست هدايت کرده، کليد بهشت را دستشان بدهد. شده بود مسؤول تبليغات گردان. ديگر از دستش ذله شده بوديم. وقت و بي وقت بلندگوهاي خط اول را به کار مي انداخت و صداي نوحه و مارش عمليات تو آسمان پخش مي شد و عراقي ها مگسي مي شدند و هر چي مهمات داشتند سر ماي بدبخت خالي مي کردند. از رو هم نمي رفت. تا اين که انگار طرف مقابل، يعني عراقي ها هم دست به مقابله به مثل زدند و آن ها هم بلندگو آوردند و نمايش تکميل شد. مسؤول تبليغات براي اين که روي آنها را کم کند، نوار «کربلا، کربلا، ما داريم مي آييم» را گذاشت. لحظه اي بعد صداي نعره خري از بلندگوي عراقي ها پخش شد که: «آمدي، آمدي، خوش آمدي جانم به قربان شما. قدمت روي چشام. صفا آوردي تو برام!» تمام بچه ها از خنده ريسه رفتند و مسؤول تبليغات رويش را کم کرد و کاسه کوزه اش را جمع کرد و رفت

من هميشه معتقد بودم که اين کار نويسندگي و وبلاگ داري کار هجويه ولي تا امروز اينقدر به تنگي قافيه نرسيده بودم. نميدونم چه صيغه اي ه که اصلا وقت نمي کنم بنويسم !!! اجالتا اين کتاب رو هم به صورت pdf داشته باشيد تا يعد.
www.pazzel.persiangig.com/other/book/roh.zip
البته سايت نويسنده مقاله هم هست .
يک کتاب کامل ديگر ( با احتياط بخوانيد - مورد تاييد کامل نمي باشد)
مقدمة مترجم
يکي از معدود منابعي است که هدف « فرماليسم و مارکسيسم » کتاب
خود را برخورد با فرماليسم، خارج از محدود هاي صرفاً ادبي معرفي
م يکند و قصد آن دارد که در چارچوبي فراتر از رو شهاي معمول اين
مکتب را بررسي کند. با نگاهي به تاريخچة فرماليسم روس به صراحت
م يتوان مشاهده کرد که اين مکتب نقدگرائي ادبي هم زمان هم از جانب
جهان کمونيسم مورد بي توجهي قرار گرفت و هم به غلط تحت عنوان
پديد هاي کمونيستي از سوي حاکمي تهاي جهان غرب با مخالفت رسمي
روبرو شد. ولي واقعيت امر اين بود که فرماليسم اصولاً پديده اي سياسي
نبوده، و حتي امروز نيز، بر خلاف اغلب مکاتب نقدگرائي مشکل مي توان
فرماليسم را به يک حرکت سياسي ويژ ه وابسته دانست.
www.pazzel.persiangig.com/other/book/ton.zip