حجاب و عفاف -



درباره نویسنده
حجاب و عفاف -
مهدي سالم[266]
من ممکن است نتوانم اين تاريکي را از بين ببرم اما با همين روشنايي کوچک فرق ظلمت و نور ، حق و باطل را نشان خواهم داد و هرکه به دنيال نور است اين نور هرچند کوچک در دل او بزرگ خواهد برد.
آی دی نویسنده
تماس با نویسنده

موضوعات وبلاگ
اخبار
تفريح
بازي
بازي‏هاي کامپيوتري
هنر
مذهب
انقلاب اسلامي
ادبيات
اخلاق و عرفان

آرشيو وبلاگ
جوک [18]
اخبار [5]
رسانه [20]
سياست [30]
نشريه شمع [5]
حسن نظري [8]
احاديث اخلاقي [27]
عکس هاي ديدني [58]
بازي هاي رايانه اي [11]
محرم [26]
آرشیو [2]
مديريت [5]
دل نوشته [16]
خلاصه کتاب [14]
حجاب و عفاف [4]
رايانه و اينترنت [2]
مسائل اجتماعي ايران [2]
انتخابات مجلس هشتم [11]
مهدی و خدمت سربازی [3]


لینکهای روزانه
حضرت آيت الله خامنه اي [69]
استاد شهيد مرتضي مطهري [44]
دکتر شهيد مصطفي چمران [32]
آيت الله مکارم شيرازي [125]
استاد رحيم پور ازغدي [42]
حضرت آيه الله مصباح [37]
متن شاهنامه فردوسي [33]
ديوان حافظ [57]
غرليات سعدي [32]
غزليات مولوي [43]
متن نهج البلاغه [51]
متن قرآن با ترجمه [50]
متن صحيفه سجاديه [31]
شيخ علي اکبر تهراني [152]
پازل (پرشين بلاگ) [82]
[آرشيو(15)]


لینک دوستان
معجزه هزاره سوم
عــــشقـــــولـــــک
رضوان
سلما سالم
پوست کلف
حسن نظري
به خود آييم و بخواهيم،‏که انسان باشيم...
رضا شکوهی
پاک ديده
باسيد علي تا .....
اقليما پولادزاده
مهدي بوترابي
ابوذر منتظر القائم
محدثه
محسن ثروتي
متين
آويني
اقاليم....
محمد مهدي کارگر
روزنامه دانشجويي
محمد جواد مزارعي
عباس سياح طاهري
محمد مسيح مهدوي
دکتر محمود احمدي نژاد
مجمع وبلاگ نويسان مسلمان
ابر و خورشيد
مجاهدين
مهدي گيوکي
باران مسعودي
مهدي مسعودي
مسعود دهنمکي
حسين (کربلاي6)
کانون انديشه جوان
مرضيه (دلتنگيهاي آدمي)
محمد سرشار
خاکريز
حامد طالبي
صهيون پژوه
وحيد يامين پور
رجانيوز
شريف نيوز
سپهر نيوز
عاشورائيان
پرنيان موسوي
صادق کريمي
محمد رضا منتظر القائم
وبلاگ فارسی

عضویت در خبرنامه

نام:

ايميل:

 

لوگوی وبلاگ
حجاب و عفاف -

آمار بازدید
بازدید کل :19511
بازدید امروز : 8
 RSS 

يا زهرا 


يا علي ... رفتم بقيع اما چه سود؟


هر چه گشتم فاطمه آنجا نبود


يا علي قبر پرستويت کجاست؟


آن گل صد برگ خوش بويت کجاست؟


هرچه باشد من نمک پرورده ام


دل به عشق فاطمه خوش کرده ام


حج من بي فاطمه، بي حاصل است


کعبه بي فاطمه مشت گل است


قبر زهرا کعبه اهل دل است.....



نویسنده : مهدي سالم » ساعت 9:40 صبح روز دوشنبه 30 ارديبهشت 1387


1 - واژه حجاب
2 - سيماي حقيقي مسأله حجاب
3 - معاشرت آزاد از جنبه رواني
4 - بحثي در حس تغزل
5 - معاشرت آزاد از نظر زندگي خانوادگي
6 - معاشرت آزاد از نظر زندگي اجتماعي 
فلسفه پوشش در اسلام
فلسفه‏هائي که قبلا براي پوشش ذکر کرديم غالبا توجيهاتي بود که مخالفين‏ پوشش تراشيده‏اند و خواسته‏اند آن را حتي در صورت اسلاميش امري غير منطقي‏ و نامعقول معرفي کنند . روشن است که اگر انسان مسأله‏اي را از اول خرافه‏ فرض کند ، توجيهي هم که براي آن ذکر مي‏کند متناسب با خرافه خواهد بود
اگر بحث کنندگان ، مسأله را با بيطرفي مورد کاوش قرار مي‏دادند در مي‏يافتند که فلسفه پوشش و حجاب اسلامي هيچيک از سخنان پوچ و بي‏اساس‏ آنها نيست
ما براي پوشش زن از نظر اسلام فلسفه خاصي قائل هستيم که نظر عقلي آن را موجه مي‏سازد و از نظر تحليل مي‏توان آنرا مبناي حجاب در اسلام دانست

واژه حجاب
پيش از اينکه استنباط خود را در اين باره ذکر کنيم لازم است يک نکته‏ را يادآوري کنيم .
آن نکته اينست که معناي لغوي حجاب که در عصر ما اين کلمه براي پوشش زن معروف شده است چيست ؟ کلمه‏ حجاب هم به معني پوشيدن است و هم به معني پرده و حاجب . بيشتر استعمالش به معني پرده است . اين کلمه از آن جهت مفهوم پوشش مي‏دهد که‏ پرده وسيله پوشش است ، و شايد بتوان گفت که به حسب اصل لغت هر پوششي‏ حجاب نيست ، آن پوشش حجاب ناميده مي‏شود که از طريق پشت پرده واقع‏ شدن صورت گيرد . در قرآن کريم در داستان سليمان ، غروب خورشيد را اينطور توصيف مي‏کند : " « حتي توارت بالحجاب »" ( 1 ) يعني تا آنوقتي که خورشيد در پشت پرده مخفي شد . پرده حاجز ميان قلب و شکم را " حجاب " مي‏نامند
در دستوري که اميرالمؤمنين عليه السلام به مالک اشتر نوشته است‏ مي‏فرمايد : « فلا تطولن احتجابک عن رعيتک » ( 2 ) . يعني در ميان مردم‏ باش ، کمتر خود را در اندرون خانه خود از مردم پنهان کن ، حاجب و دربان‏ ترا از مردم جدا نکند ، بلکه خودت را در معرض ملاقات و تماس مردم قرار بده تا ضعيفان و بيچارگان بتوانند نيازمنديها و شکايت خود را بن گوش تو برسانند و تو نيز از جريان مور بي‏اطلاع نماني
پاورقي : 1 - سوره ص ، آيه . 32 2 - نهج البلاغه ، نامه . 53 

 ابن خلدون در مقدمه خويش فصلي دارد تحت عنوان " فصل في الحجاب کيف‏ يقع في الدول و انه يعظم عند الهرم " در اين فصل بيان مي‏کند که حکومتها در بدو تشکيل ميان خود و مردم حائل و فاصله‏اي قرار نمي‏دهند ولي تدريجا حائل و پرده ميان حاکم و مردم ضخيمتر مي‏شود تا باعخره عواقب ناگواري به وجود مي‏آورد . ابن خلدون کلمه حجاب را به معني پرده و حائل - نه پوشش - به کار برده‏ است
استعمال کلمه حجاب در مورد پوشش زن يک اصطلاح نسبة جديد است . در قديم و مخصوصا در اصطلاح فقهاء کلمه " ستر " که به معني پوشش است به‏ کار رفته است . فقهاء چه در کتاب الصلوه و چه در کتاب النکاح که‏ متعرض اين مطلب شده‏اند کلمه " ستر " را به کار برده‏اند نه کلمه حجاب‏ را . بهتر اين بود که اين کلمه عوض نمي‏شد و ما هميشه همان کلمه " پوشش " را به کار مي‏برديم . زيرا چنانکه گفتيم معني شايع لغت حجاب پرده است ، و اگر در مورد پوشش به کار برده مي‏شود به اعتبار پشت پرده واقع شدن زن‏ است و همين امر موجب شده که عده زيادي گمان کنند که اسلام خواسته است‏ زن هميشه پشت پرده و در خانه محبوس باشد و بيرون نرود
وظيفه پوشش که اسلام براي زنان مقرر کرده است بدين معني نيست که از خانه بيرون نروند . زنداني کردن و حبس زن در اسلام مطرح نيست . در برخي‏ از کشورهاي قديم مثل ايران قديم و هند چنين چيزهائي وجود داشته است ولي‏ در اسلام وجود ندارد 
پوشش زن در اسلام اينست که زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه‏گري و خودنمائي نپردازد . آيات مربوطه همين معني را ذکر مي‏کند و فتواي فقهاء هم مؤيد همين مطلب است و ما حدود اين پوشش را با استفاده از قرآن و منابع سنت ذکر خواهيم کرد . در آيات مربوطه لغت‏ حجاب به کار نرفته است . آياتي که در اين باره هست چه در سوره مبارکه نور و چه در سوره‏ مبارکه احزاب ، حدود پوشش و تماسهاي زن و مرد را ذکر کرده است بدون‏ آنکه کلمه حجاب را به کار برده باشد . آيه‏اي که در آن ، کلمه حجاب به‏ کار رفته است مربوط است به زنان پيغمبر اسلام
مي‏دانيم که در قرآن کريم درباره زنان پيغمبر دستورهاي خاصي وارد شده‏ است . اولين آيه خطاب به زنان پيغمبر با اين جمله آغاز مي‏شود : « يا نساء النبي لستن کأحد من النساء »يعني شما با ساير زنان فرق داريد
اسلام عنايت خاصي داشته است که زنان پيغمبر چه در زمان حيات آن حضرت و چه بعد از وفات ايشان ، در خانه‏هاي خود بمانند ، و در اين جهت بيشتر منظورهاي اجتماعي و سياسي در کار بوده است . قرآن کريم صريحا به زنان‏ پيغمبر مي‏گويد : « و قرن في بيوتکن »يعني در خانه‏هاي خود بمانيد . اسلام‏ مي‏خواسته است " امهات المؤمنين " که خواه ناخواه احترام زيادي در ميان مسلمانان داشتند از احترام خود سوء استفاده نکنند ، و احيانا ابزار عناصر خودخواه و ماجراجو در مسائل سياسي و اجتماعي واقع نشوند . و چنانکه‏ مي‏دانيم يکي از " امهات المؤمنين " ( عايشه ) که از اين دستور تخلف‏ کرد ، ماجراهاي سياسي ناگواري براي جهان اسلام به وجود آورد . خود او هميشه اظهار تأسف مي‏کرد و مي‏گفت دوست داشتم فرزندان زيادي از پيغمبر مي‏داشتم و مي‏مردند اما به چنين ماجرائي دست نمي‏زدم 
سر اينکه زنان پيغمبر ممنوع شدند از اينکه بعد از آن حضرت با شخص‏ ديگري ازدواج کنند به نظر من همين است . يعني شوهر بعدي از شهرت و احترام زنش سوء استفاده مي‏کرد و ماجراها مي‏آفريد
بنابراين اگر درباره زنان پيغمبر دستور اکيدتر و شديدتري وجود داشته باشد بدين جهت است
به هر حال آيه‏اي که در آن آيه کلمه " حجاب " به کار رفته آيه 54 از سوره احزاب است که مي‏فرمايد : " « و اذا سالتموهن متاعا فاسالوهن من‏ وراء حجاب »" . يعني اگر از آنها متاع و کالاي مورد نيازي مطالبه‏ مي‏کنيد از پشت پرده از آنها بخواهيد . در اصطلاح تاريخ و حديث اسلامي هر جا نام " آيه حجاب " آمده است مثلا گفته شده قبل از نزول آيه حجاب‏ چنان بود و بعد از نزول آيه حجاب چنين شد ، مقصود اين آيه است که مربوط به زنان پيغمبر است ( 1 ) ، نه آيات سوره نور که مي‏فرمايد : « قل للمؤمنين يغضوا من ابصارهم »- الي آخر - « قل للمؤمنات يغضضن من‏ ابصارهن » يا آيه سوره احزاب که مي‏فرمايد : « يدنين عليهن من جلابيبهن »- الي آخر
اما اينکه چطور شد در عصر اخير به جاي اصطلاح رائج فقهاء يعني ستر و پوشش ، کلمه حجاب و پرده و پردگي شايع شده است براي من مجهول است ، و شايد از ناحيه اشتباه کردن حجاب اسلامي به حجابهائي که در ساير ملل مرسوم‏ بوده است باشد . ما در اين باره بعدا توضيح بيشتري خواهيم داد
پاورقي : 1 - رجوع شود به صحيح مسلم جلد 4 صفحات 151 - . 148

سيماي حقيقي مسأله حجاب
حقيقت امر اينست که در مسأله پوشش - و به اصطلاح عصر اخير حجاب - سخن در اين نيست که آيا زن خوب است پوشيده در اجتماع ظاهر شود يا عريان ؟ روح سخن اينست که آيا زن و تمتعات مرد از زن بايد رايگان باشد ؟ آيا مرد بايد حق داشته باشد که از هر زني در هر محفلي حداکثر تمتعات‏ را به استثناء زنا ببرد يا نه ؟ اسلام که به روح مسائل مي‏نگرد جواب مي‏دهد : خير ، مردان فقط در محيط خانوادگي و در کادر قانون ازدواج و همراه با يک سلسله تعهدات سنگين‏ مي‏توانند از زنان به عنوان همسران قانوني کامجوئي کنند ، اما در محيط اجتماع استفاده از زنان بيگانه ممنوع است . و زنان نيز از اينکه مردان‏ را در خارج از کانون خانوادگي کامياب سازند به هر صورت و به هر شکل‏ ممنوع مي‏باشند
درست است که صورت ظاهر مسأله اينست که زن چه بکند ؟ پوشيده بيرون‏ بيايد يا عريان ؟ يعني آنکس که مسأله به نام او عنوان مي‏شود زن است ، و احيانا مسأله با لحن دلسوزانه‏اي طرح مي‏شود که آيا بهتر است زن آزاد باشد يا محکوم و اسير و در حجاب ؟ اما روح مسأله و باطن مطلب چيز ديگر است‏ و آن اينکه آيا مرد بايد در بهره‏کشي جنسي از زن ، جز از جهت زنا ، آزادي‏ مطلق داشته باشد يا نه ؟ يعني آنکه در اين مسأله ذي نفع است مرد است نه‏ زن ، و لااقل مرد از زن در اين مسأله ذي نفع‏تر است . به قول ويل دورانت‏ : " دامنهاي کوتاه براي همه جهانيان بجز خياطان نعمتي است " 
پس روح مسأله ، محدوديت کاميابيها به محيط خانوادگي و همسران مشروع ، يا آزاد بودن کاميابيها و کشيده شدن آنها به محيط اجتماع است . اسلام‏ طرفدار فرضيه اول است
از نظر اسلام محدوديت کاميابيهاي جنسي به محيط خانوادگي و همسران مشروع‏ ، از جنبه رواني به بهداشت رواني اجتماع کمک مي‏کند ، و از جنبه‏ خانوادگي سبب تحکيم روابط افراد خانواده و برقراري صميميت کامل بين‏ زوجين مي‏گردد ، و از جنبه اجتماعي موجب حفظ و استيفاء نيروي کار و فعاليت اجتماع مي‏گردد ، و از نظر وضع زن در برابر مرد ، سبب مي‏گردد که‏ ارزش زن در برابر مرد بالا رود
فلسفه پوشش اسلامي به نظر ما چند چيز است . بعضي از آنها جنبه رواني‏ دارد و بعضي جنبه خانه و خانوادگي ، و بعضي ديگر جنبه اجتماعي ، و بعضي‏ مربوط است به بالا بردن احترام زن و جلوگيري از ابتذال او
حجاب در اسلام از يک مسأله کلي‏تر و اساسي‏تري ريشه مي‏گيرد و آن اينست‏ که اسلام مي‏خواهد انواع التذاذهاي جنسي ، چه بصري و لمسي و چه نوع ديگر به‏ محيط خانوادگي و در کادر ازدواج قانوني اختصاص يابد ، اجتماع منحصرا براي کار و فعاليت باشد . برخلاف سيستم غربي عصر حاضر که کار و فعاليت‏ را با لذتجوئيهاي جنسي به هم مي‏آميز دل ، اسلام مي‏خواهد اين دو محيط را کاملا از يکديگر تفکيک کند 
اکنون به شرح چهار قسمت فوق مي‏پردازيم :
1 - آرامش رواني
نبودن حريم ميان زن و مرد و آزادي معاشرتهاي بي بندوبار ، هيجانها و التهابهاي جنسي را فزون مي‏بخشد و تقاضاي سکس را به صورت يک عطش روحي‏ و يک خواست اشباع نشدني در مي‏آورد . غريزه جنسي ، غريزه‏اي نيرومند ، عميق و " دريا صفت " است ، هر چه بيشتر اطاعت شود سرکش‏تر مي‏گردد ، همچون آتش که هر چه به آن بيشتر خوراک بدهند ، شعله ورتر مي‏شود . براي‏ درک اين مطلب به دو چيز بايد توجه داشت : 1 - تاريخ همانطوري که از آزمندان ثروت ياد مي‏کند که با حرص و آزي‏ حيرت‏آور در پي گرد آوردن پول و ثروت بوده‏اند و هرچه بيشتر جمع‏ مي‏کرده‏اند حريصتر مي‏شده‏اند ، همچنين از آزمنداني در زمينه مسائل جنسي ياد مي‏کند . اينها نيز به هيچ وجه از نظر حس تصرف تملک زيبا و يان در يک‏ حدي متوقف نشده‏اند . صاحبان حرمسراها و در واقع همه کساني که قدرت‏ استفاده داشته‏اند چنين بوده‏اند
کريستن سن نويسنده کتاب " ايران در زمان ساسانيان " در فصل نهم‏ کتاب خويش مي‏نويسد : " در نقش شکار طاق بستان فقط چند تن از سه هزار زني که خسرو ( پرويز ) در حرم داشت مي‏بينيم . اين شهريار هيچگاه از اين ميل سير نمي‏شد
دوشيزگان و بيوگان و زنان صاحب اولاد را در هر جا نشان مي‏دادند ، به حرم‏ خود مي‏آورد . هر زمان که ميل تجديد حرم مي‏کرد ، نامه‏اي چند به فرمانروايان اطراف مي‏فرستاد و در آن وصف زن کامل عيار را درج مي‏کرد . پس عمال او هرجا زني را با وصف نامه مناسب مي‏ديدند ، به خدمت مي‏بردند " 
از اينگونه جريانها در تاريخ قديم بسيار مي‏توان يافت . در جديد اين‏ جريانها به شکل حرمسرا نيست ، به شکل ديگر است ، با اين تفاوت که در جديد لزومي ندارد کسي به اندازه خسرو پرويز و هارون الرشيد امکانات‏ داشته باشد . در جديد به برکت تجدد فرنگي ، براي مردي که يک صد هزارم‏ پرويز و هارون امکانات داشته باشد ميسر است که به اندازه آنها از جنس‏ زن بهره‏کشي کند
2 - هيچ فکر کرده‏ايد که حس " تغزل " در بشر چه حسي است ؟ قسمتي از ادبيات جهان عشق و غزل است . در اين بخش از ادبيات ، مرد ، محبوب و معشوق خود را ستايش مي‏کند ، به پيشگاه او نياز مي‏برد ، او را بزرگ و خود را کوچک جلوه مي‏دهد ، خود را نياز مي‏برد ، او را بزرگ و خود را کوچک جلوه مي‏دهد ، خود را نيازمند کوچکترين عنايت او مي‏داند ، مدعي‏ مي‏شود که محبوب و معشوق " صد ملک جان به نيم نظر مي‏تواند بخرد ، پس‏ چرا در اين معامله تقصير مي‏کند " از فراق او دردمندانه مي‏نالد
اين چيست ؟ چرا بشر در مورد ساير نيازهاي خود چنين نمي‏کند ؟ آيا تاکنون ديده‏ايد که يک آدم پول پرست براي پول ، و يک آدم جاه‏پرست براي‏ جاه و مقام غزلسرائي کرده است ؟ ! آيا تاکنون کسي براي نان غزلسرائي‏ کرده است ؟ چرا هر کسي از شعر و غزل ديگري خوشش مي‏آيد ؟ چرا همه از ديوان حافظ اينقدر لذت مي‏برند ؟ آيا جز اين است که همه کس آنرا با زبان يک غريزه عميق که سراپاي وجودش را گرفته است منطبق مي‏بيند ؟ چه‏ قدر اشتباه مي‏کنند کساني که مي‏گويند يگانه عامل اساسي فعاليتهاي بشر عامل‏ اقتصاد است !



قطعا چنين زني‏ مايل است که فرزندي که به دنيا مي‏آورد از مرد مورد علاقه‏اش باشد نه از مردي که فقط به حکم قانون همسر او است و الزاما به حکم قانون نبايد از غير او آبستن بشود . همچنان مرد نيز طبعا علاقه‏مند است که از زن مورد عشق‏ و علاقه‏اش فرزند داشته باشد نه از زني که با زور قانون به او پيوند کرده‏اند . دنياي اروپا عملا نشان داده است که با وجود وسائل ضد آبستني ، آمار فرزندان غير مشروع وحشت‏آور است



نویسنده : مهدي سالم » ساعت 11:27 صبح روز سه‏شنبه 20 فروردين 1387


اطلاع من از جنبه تاريخي کامل نيست . اطلاع تاريخي ما آنگاه کامل است‏ که بتوانيم درباره همه مللي که قبل از اسلام بوده‏اند اظهار نظر کنيم . قدر مسلم اينست که قبل از اسلام در ميان بعضي ملل حجاب وجود داشته است
تا آنجا که من در کتابهاي مربوطه خوانده‏ام در ايران باستان و در ميان‏ قوم يهود و احتمالا در هند حجاب وجود داشته و از آنچه در قانون اسلام آمده‏ سخت‏تر بوده است . اما در جاهليت عرب حجاب وجود نداشته است و به‏ وسيله اسلام در عرب پيدا شده است
ويل دورانت در صفحه 30 جلد 12 " تاريخ تمدن " ( ترجمه فارسي ) راجع‏ به قوم يهود و قانون تلمود مي‏نويسد :
" اگر زني به نقض قانون يهود مي‏پرداخت چنانکه مثلا بي آنکه چيزي بر سر داشت به ميان مردم مي‏رفت و يا در شارع عام نخ مي‏رشت يا با هر سنخي‏ از مردان درد دل مي‏کرد يا صدايش آنقدر بلند بود که چون در خانه‏اش تکلم‏ مي‏نمود همسايگانش مي‏توانستند سخنان او را بشنوند ، در آن صورت مرد حق‏ داشت بدون پرداخت مهريه او را طلاق دهد " 
عليهذا حجابي که در قوم يهود معمول بوده است از حجاب اسلامي چنانکه‏ بعدا شرح خواهيم داد بسي سخت‏تر و مشکلتر بوده است
در جلد اول " تاريخ تمدن " صفحه 552 راجع به ايرانيان قديم مي‏گويد :
" در زمان زردشت زنان منزلتي عالي داشتند ، با کمال آزادي و با روي‏ گشاده در ميان مردم آمد و شد مي‏کردند . . . "
آنگاه چنين مي‏گويد : " پس از داريوش مقام زن مخصوصا در طبقه ثروتمندان تنزل پيدا کرد
زنان فقير چون براي کار کردن ناچار از آمد و شد در ميان مردم بودند آزادي‏ خود را حفظ کردند ولي در مورد زنان ديگر ، گوشه‏نشيني زمان حيض که‏ برايشان واجب بود رفته رفته امتداد پيدا کرد و سراسر زندگي اجتماعيشان‏ را فرا گرفت ، و اين امر خود مبناي پرده‏پوشي در ميان مسلمانان به شمار مي‏رود . زنان طبقات بالاي اجتماع جرأت آن را نداشتند که جز در تخت روان‏ روپوش دارد از خانه بيرون بيايند ، و هرگز به آنان اجازه داده نمي‏شد که‏ آشکارا با مردان آميزش کنند . زنان شوهردار حق نداشتند هيچ مردي را ولو پدر با برادرشان باشد ببينند . در نقشهائي که از ايران باستان بر جاي‏ مانده هيچ صورت زن ديده نمي‏شود و نامي از ايشان به نظر نمي‏رسد . . . "
چنانکه ملاحظه مي‏فرمائيد حجاب سخت و شديدي در ايران باستان حکمفرما بوده ، حتي پدران و برادران نسبت به زن شوهردار نامحرم شمرده مي‏شده‏اند 


به عقيده ويل دورانت مقررات شديدي که طبق رسوم و آئين کهن مجوسي‏ درباره زن حائض اجرا مي‏شده که در اتاقي محبوس بوده ، همه از او در مدت عادت زنانگي دوري مي‏جسته‏اند و از معاشرت با او پرهيز داشته‏اند سبب اصلي پيدا شدن حجاب در ايران باستان‏ بوده است . در ميان يهوديان نيز چنين مقرراتي درباره زن حائض اجرا مي‏شده است
اما اينکه مي‏گويد : " و اين امر خود مبناي پرده پوشي در ميان مسلمانان‏ به شمار مي‏رود " منظورش چيست ؟
آيا مقصود اينست که علت رواج حجاب در ميان مسلمانان نيز مقررات‏ خشني است که درباره زن حائض اجرا مي‏شود ؟ ! همه مي‏دانيم که در اسلام‏ چنين مقرراتي هرگز وجود نداشته است و ندارد . زن حائض در اسلام فقط از برخي عبادات واجب نظير نماز و روزه معاف است ، و همخوابگي با او نيز در مدت عادت زنانگي جايز نيست ، ولي زن حائض از نظر معاشرت با ديگران هيچگونه ممنوعيتي ندارد که عملا مجبور به گوشه‏نشيني شود
و اگر مقصود اينست که حجاب رايج ميان مسلمانان عادتي است که از ايرانيان پس از مسلمان شدنشان به ساير مسلمانان سرايت کرد ، باز هم سخن‏ نادرستي است . زيرا قبل از اينکه ايرانيان مسلمان شوند آيات مربوط به‏ حجاب نازل شده است
از سخنان ديگر ويل دورانت هر دو مطلب فهميده مي‏شود يعني هم مدعي است‏ که حجاب به وسيله ايرانيان پس از مسلمان شدنشان در ميان مسلمانان رواج‏ يافت و هم مدعي است که ترک همخوابگي با زن حائض ، در حجاب زنان‏ مسلمان و لااقل در گوشه‏گيري آنان مؤثر بوده است 
در جلد 11 صفحه 112 ( ترجمه فارسي ) مي‏گويد :
" ارتباط عرب با ايران از موجبات رواج حجاب و لواط در قلمرو اسلام‏ بود . عربان از دلفريبي زن بيم داشتند و پيوسته دلباخته آن بودند و نفوذ طبيعي وي را با ترديد معمولي مردان درباره عفاف و فضيلت زن تلافي‏ مي‏کردند . عمر به قوم خود مي‏گفت : با زنان مشورت کنند و خلاف رأي ايشان‏ رفتار کنند . ولي به قرن اول هجري مسلمانان زن را در حجاب نکرده بودند ، مردان و زنان با يکديگر ملاقات مي‏کردند و در کوچه‏ها پهلو به پهلوي‏ مي‏رفتند و در مسجد با هم نماز مي‏کردند
حجاب و خواجه‏داري در ايام وليد دوم ( 126 - 127 هجري ) معمول شد
گوشه گيري زنان از آنجا پديد آمد که در ايام حيض و نفاس بر مردان حرام‏ بودند "
در صفحه 111 مي‏گويد :
" پيمبر از پوشيدن جامه گشاد نهي کرده بود ، اما بعضي عربان اين دستور را نديده مي‏گرفتند . همه طبقات زيورهائي داشتند . زنان پيکر خود را به‏ نيم تنه و کمربند براق و جامه گشاد و رنگارنگ مي‏آراستند ، موي خود را به‏ زيبائي دسته مي‏کردند يا به دو طرف سر مي‏ريختند ، يا به دسته‏ها بافته به‏ پشت سر مي‏آويختند و گاهي اوقات با رشته‏هاي سياه ابريشم نمايش آنرا بيشتر مي‏کردند . غالبا خود را به جواهر و گل مي‏آراستند . پس از سال 97 هجري چهره خويش را از زير چشم به نقاب مي‏پوشيدند . از آن پس اين عادت‏ همچنان رواج بود " 
ويل دورانت در جلد 10 " تاريخ تمدن " صفحه 233 راجع به ايرانيان‏ باستان مي‏گويد :
" داشتن متعه بلامانع بود . اين متعه‏ها مانند معشوقه‏هاي يوناني آزاد بودند که در ميان مردم ظاهر و در ضيافت مردان حاضر شوند ، اما زنان‏ قانوني معمولا در اندرون خانه نگهداري مي‏شدند . اين رسم ديرين ايراني به‏ اسلام منتقل شد "
ويل دورانت طوري سخن مي‏گويد که گوئي در زمان پيغمبر کوچکترين دستوري‏ درباره پوشيدگي در زن وجود نداشته است و پيغمبر فقط از پوشيدن جامه گشاد نهي کرده بوده است ! و زنان مسلمان تا اواخر قرن اول و اوايل قرن دوم‏ هجري با بي حجابي کامل رفت و آمد مي‏کرده‏اند . و حال آنکه قطعا چنين‏ نيست . تاريخ قطعي برخلاف آن شهادت مي‏دهد . بدون شک زن جاهليت همچنان‏ بوده که ويل دورانت توصيف مي‏کند ولي اسلام در اين جهت تحولي به وجود آورد . عايشه همواره زنان انصار را اينچنين ستايش مي‏کرد : " مرحبا به زنان انصار ، همينکه آيات سوره نور نازل شد يک نفر از آنان ديده نشد که مانند سابق بيرون بيايد . سر خود را با روسريهاي مشکلي‏ مي‏پوشيدند . گوئي کلاغ روي سرشان نشسته است " ( 1 )
در سنن ابوداود جلد 2 صفحه 382 همين مطلب را از ام‏سلمه نقل مي‏کند با اين تفاوت که ام‏سلمه مي‏گويد : " پس از آنکه آيه سوره احزاب ( « يدنين عليهن من جلابيبهن ») نازل‏ شد ، زنان انصار چنين کردند "
" کنت گوبينو " در کتاب سه سال در ايران نيز معتقد است که حجاب‏ شديد دوره ساساني ، در دوره اسلام در ميان ايرانيان باقي ماند . او معتقد است که آنچه در ايران ساساني بوده است تنها پوشيدگي زن نبوده است بلکه‏ مخفي نگه داشتن زن بوده است .


پاورقي : 1 - کشاف ، ذيل آيه 31 از سوره نور




نویسنده : مهدي سالم » ساعت 11:19 صبح روز سه‏شنبه 20 فروردين 1387


سلام
امروز دارم يک کار عقب افتاده رو تمام مي کنم.
فکر مي کنم از امروز وقت کافي براي انجام کارهاي نا تمامم داشته باشم (حالا چرا وقت کافي دارم بماند. )
مي تونيد جهت کسب اطلاعات بيشتر به روزنامه هاي کثير الانتشار و يا وبلاگ دانشناپذير مراجعه کنيد.
در مورد کار عقب افتاده هم ميتونيد خودتون حدس بزنيد.


 


جشنواره عفاف



نویسنده : مهدي سالم » ساعت 8:47 عصر روز دوشنبه 19 فروردين 1387